تحریم بابک زنجانی| آمریکا چرا و چگونه یک «واسطه نفتی» را نشانه گرفت؟

رویداد ۲۴| تحریم بابک زنجانی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، صرفاً یک اقدام شخصی علیه یک تاجر ایرانی نبود؛ این تصمیم بخشی از راهبرد واشنگتن برای هدفگرفتن شبکههای مالی غیررسمی بود که به باور آمریکا، در دور زدن تحریمها و تأمین مالی دولت ایران نقش داشتهاند
تحریم بابک زنجانی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، صرفاً یک اقدام شخصی علیه یک تاجر ایرانی نبود؛ این تصمیم بخشی از راهبرد واشنگتن برای هدفگرفتن شبکههای مالی غیررسمی بود که به باور آمریکا، در دور زدن تحریمها و تأمین مالی دولت ایران نقش داشتهاند. اما زنجانی دقیقاً به چه دلایلی در فهرست تحریمها قرار گرفت و این اقدام چه پیامی داشت؟
بیشتر بخوانید:
بابک زنجانی در سالهایی به یکی از شناختهشدهترین چهرههای اقتصادی ایران تبدیل شد که نامش با تحریم، نفت، بانکهای خارجی و نقلوانتقالهای پیچیده مالی گره خورد. وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۲۰۱۳ او را به همراه مجموعهای از شرکتها و افراد وابسته، در فهرست تحریمهای خود قرار داد. این تصمیم در چارچوب تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران و بهطور مشخص با استناد به «نقش زنجانی در کمک به دولت ایران برای فروش نفت و بازگرداندن درآمدهای آن در شرایط تحریم» اتخاذ شد.
از نگاه واشنگتن، بابک زنجانی یک تاجر عادی نبود، بلکه بخشی از یک شبکه مالی غیرشفاف محسوب میشد که به ایران امکان میداد محدودیتهای بانکی و نفتی را دور بزند. در بیانیههای رسمی وزارت خزانهداری آمریکا، تأکید شده بود که زنجانی از طریق شرکتهای صوری، بانکهای کوچک در کشورهای مختلف و استفاده از ساختارهای پیچیده حقوقی، به انتقال پول حاصل از فروش نفت ایران کمک کرده است. این دقیقاً همان نقطهای بود که آمریکا آن را «تهدیدی برای کارآمدی رژیم تحریمها» میدانست.
یکی از محورهای اصلی تحریم زنجانی، ارتباط او با فروش نفت ایران در دوران اوج تحریمها بود. در آن مقطع، ایران با محدودیتهای شدید در فروش نفت و دریافت پول آن مواجه بود. آمریکا مدعی بود که زنجانی بهعنوان واسطهای غیررسمی، نفت ایران را در بازارهای مختلف به فروش میرساند و سپس با استفاده از شبکهای از حسابها و شرکتها، درآمد آن را به کشور بازمیگرداند. این نقش، از نگاه واشنگتن، مصداق «کمک مستقیم به دولت ایران برای خنثیسازی تحریمها» تلقی شد.
دلیل دیگر تحریم زنجانی، ساختار گسترده شرکتهای تحت مالکیت یا کنترل او بود. وزارت خزانهداری آمریکا فهرستی از شرکتها در امارات، ترکیه، مالزی و چند کشور دیگر را بهعنوان «شرکتهای وابسته به زنجانی» معرفی کرد. به باور آمریکا، این شرکتها نهتنها پوششی برای فعالیتهای مالی او بودند، بلکه بهطور مشخص برای پنهانکردن منشأ پول و مقصد نهایی آن طراحی شده بودند. تحریم این شرکتها در کنار خود زنجانی، با هدف مسدودکردن کامل شبکه مالی او انجام شد.
نکته مهم این است که تحریم زنجانی پیش از آنکه در داخل ایران پرونده قضایی او بهطور علنی مطرح شود، اعمال شد. این تقدم زمانی نشان میدهد که نگاه آمریکا به زنجانی، بیش از آنکه معطوف به فساد مالی داخلی باشد، بر نقش بینالمللی او در دور زدن تحریمها متمرکز بود. به بیان دیگر، حتی اگر هیچ پرونده قضایی داخلی هم وجود نداشت، از منظر واشنگتن، همین نقش برای قرارگرفتن او در فهرست تحریمها کافی بود.
تحریم بابک زنجانی همچنین حامل یک پیام سیاسی و اقتصادی روشن بود: آمریکا تلاش داشت نشان دهد که نهفقط نهادهای رسمی، بلکه افراد و شبکههای غیررسمی هم در تیررس تحریمها قرار دارند. این رویکرد، بخشی از راهبرد «تحریم هوشمند» بود که بهجای تمرکز صرف بر دولتها، بازیگران کلیدی در اقتصاد پنهان را هدف میگرفت.
در نهایت، تحریم زنجانی را میتوان نمادی از تقاطع سیاست، اقتصاد و تحریم دانست. او در روایت آمریکاییها، یک «نمونه عینی» از اقتصاد سایهای بود که تحریمها را دور میزند؛ و در روایت داخلی ایران، چهرهای که پروندهاش به یکی از بزرگترین پروندههای فساد مالی تبدیل شد. فارغ از این دو روایت، آنچه مسلم است اینکه تحریم بابک زنجانی، بخشی از جنگ اقتصادی گستردهتری بود که آمریکا علیه ایران به راه انداخت؛ جنگی که هدف آن نهفقط دولت، بلکه واسطهها و مسیرهای غیررسمی اقتصاد بود.




